تبليغاتX
محیط بان

محیط بان

بی سرزمین تر از باد

مي‌خواهند گراندكانيون ايران را نابود كنند. بيژن فرهنگ دره‌شوري با بيان اين جمله، خبر از فاجعه‌اي مي‌دهد كه درصورت وقوع، يكي از زيباترين بخش‌هاي طبيعت ايران را تخريب مي‌كند.

براساس اين خبر قرار است روي تنگه هايقر در فيروز‌آباد فارس كه به خاطر ديواره‌ها و عمق زياد دره از آن به‌عنوان گراند‌كانيون ايران ياد مي‌شود، سد احداث كنند.

اين در حالي است كه به گفته اين كارشناس برجسته محيط زيست از ماه‌ها پيش گروه‌هاي متعددي به ايران آمده و در تعامل با كارشناسان داخلي، مطالعات گسترده‌ جانور شناسي و زمين شناسي منطقه را آغاز كرده‌اند با اين هدف كه اين منطقه به‌عنوان يكي از ژئو‌پارك‌هاي ايران در يونسكو ثبت شود.

دره‌شوري در گفت‌و‌گو با همشهري افزود: در حالي كه همه چيز براي ثبت اين بخش از طبيعت بي‌نظير ايران در يونسكو فراهم شده‌، ناگهان با خبر مي‌شويم وزارت نيرو مي‌خواهد روي تنگه هايقر سد بسازد.

اين در حالي است كه ۳۰ كيلومتر بالاتر سدي در دست ساخت است و با زدن سد جديد چندان عرصه ای برای دستیابی به حوزه آبگیر جدید ایجاد نمي‌شود.

به گفته وي براي احداث سد روي تنگه هايقر يا مطالعات ارزيابي صورت نگرفته يا شركتي كه اين مطالعات را انجام داده ضعيف و فاقد صلاحيت لازم بوده‌است. اگر غيراز اين است نتيجه ارزيابي‌ها را در رسانه‌ها اعلام کنند تا نگراني‌ها برطرف شود.

دره‌شوري تاكيد مي‌كند اين نخستين بار نيست كه در كشور بدون مطالعه اساسي سدي ساخته مي‌شود. بارها طبيعت ايران قرباني ارزيابي سد‌سازي‌ شده‌است.

نمونه آن احداث سد در كريت طبس است كه بيش از ۱۰ ‌سال از افتتاح آن مي‌گذرد اما طي همه اين سال‌ها حتي يك قطره آب هم پشت اين سد جمع نشده‌است؛ به‌طوری که مردم منطقه، كف سد مشغول كشاورزي هستند.

نكته اسفبار اينكه زير اين سد اولين سد قوسي جهان ساخته شده در عهد ساسانيان هنوز پا برجاست؛ سازه‌اي كه از افتخارات معماري ايران محسوب مي‌شود.

بر اين اساس بايد كساني كه سد كريت و امثال آن‌را ارزيابي، طراحي و احداث كرده‌اند، محاكمه علني شوند تا بيش از اين طبيعت ايران دستخوش تخريب‌هاي ناشي از نسنجيدگي نشود. همشهری

 

حاشیه ( از حق نگذریم، اقدام به تخریب آثار و منابع طبیعی و  غیر طبیعی یکی از راه های مناسب برای آگاهی از وجود آنهاست. چراکه اين فرهنگ ماست. همانگونه كه در روزمره خود برای افراد سرشناس تا پس از مرگ اهمیتی قایل نیستيم. ما منابع و آثار با اهمیت را نه حفظ كرده،  نه ارتقاء مي‌دهيم و نه حتی از آن ها آگاهی داریم. اما همینکه اقدام به تخریب در کار باشد و یا از آن بهتر - تخریب شده باشد (به به قافيه به حمدالله جور شد) سنگ همه را به سینه زده و چه سوگواری جان گدازی می کنیم. البته  افراد انگشت شماری هم هستند که خالصانه برای این مرزوبوم خدمت می کنند. اما انگشت شمار!!! البته خود من هم از قاعده بالا مبرا نیستم).ه

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 13:35  توسط هرمز سهرابی  | 

بر اساس آمار و اطلاعاتی که انجمن جانورشناسی لندن گردآوری کرده است، از سال ۱۹۷۰ تا کنون بین یک چهارم تا یک سوم حیوانات وحشی جهان از میان رفته اند. گزارش این انجمن نشان می دهد که ۲۵ درصد از جمعیت گونه های که در خشکی زندگی می کنند و ۲۸ درصد از جمعیت جانداران دریایی نابود شده است. در این گزارش که "راهنمای کره جانداران" خوانده شده، آمده است که انسانها هر سال حدود یک درصد ازجمعیت دیگر گونه های جانوری را از میان می برند و یکی از بزرگترین نمونه های انقراض نسل به شمار می آید که در شرف وقوع است. آلودگی هوا، کشت و کار، گسترش شهرها و صید و شکار بی رویه از عوامل موثر در این نابودی هستند.‌بی بی سی

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 15:45  توسط هرمز سهرابی  | 

كشور پهناور ما كه بخش عمده فلات ايران را شامل مي‌شود، بيش از 000/648/1 كيلومتر مربع وسعت دارد؛ بخش عمده‌ اين سرزمين را كوير بزرگ مركزي اشغال كرده است.

در اطراف اين كوير كوه‌هاي مرتفع فراوان و رشته كوه‌هاي متعددي مشاهده مي‌شوند و در نتيجه اختلاف ارتفاع نسبتاً زيادي (حدود 5652 متر) را به‌وجود آورده‌اند كه از 24- متر در سواحل درياي خزر تا 5628 متر در قله دماوند تغيير مي‌كند؛ اختلاف درجه حرارت در كشور نيز بسيار متغير بوده و از 30- درجه سانتي‌گراد در زمستان مشكين‌شهر تا حدود 80 درجه سانتي‌گراد در تابستان كوير لوت (گندم بريان) متغير است؛ ميزان بارندگي در نقاط مختلف ايران بسيار متفاوت بوده و از 30 ميلي‌متر در كوير لوت تا حدود 2300 ميلي‌متر در بندر آستارا تغيير مي‌كند و بالاخره متأثر از چنين شرايط متنوع اقليمي و پيكرشناختي، شاهد تنوّع محسوسي در بافت و نيم رخ خاك ايران‌زمين هستيم.

اين شرايط اقليمي متغير سبب شده تا  زيست‌بوم‌هاي بسيار متنوع ودر عين حال ويژه‌اي در جاي جاي كشور به‌وجود آيند. بديهي است كه شرايط ياد شده، موجب شده تا تنوع زيستي در ايران بسيار غني و منحصر به فرد باشد، به‌طوري كه در مقايسه با اغلب كشور‌هاي جهان از نظر تنوع گونه‌هاي گياهي   و به ويژه واحد‌هاي بومي و انحصاري، ايران كشوري شاخص به شمار مي‌آيد. براي مثال شمار گونه‌هاي گياهي ايران نزديك به مجموع گونه‌هاي گياهي همه‌ قاره اروپاست؛ نزديك به 8000 گونه يا واحد تحت‌گونه‌اي گياهي در ايران وجود دارد كه از اين تعداد حدود 1800 واحد انحصاري (بومي) هستند، اين مجموعه متعلق به حدود 1200 سرده بوده و 167 تيره را شامل مي‌شود.

گونه‌هاي بومي ايران، گونه‌هايي هستند كه در هيچ جاي ديگر دنيا يافت نمي‌شوند. دلايل عديده‌اي براي وجود گونه‌هاي بومي در هر منطقه وجود دارد، براي مثال مي‌توان گفت كه به‌دليل شرايط خاص محيط زيستي و اقليمي يك منطقه مثل وجود زيست‌بوم‌هاي منحصر به فرد، وجود موانع طبيعي در برابر گسترش پراكنش گياهان و ... بسياري از گونه‌هايي كه در كشور به‌وجود آمده‌اند نتوانسته‌اند از سرزمين مادري و موطن اصلي خود فاصله گرفته و در نقاط دور‌دست يا حتي كشور‌هاي همجوار استقرار يابند و يا بر عكس شايد به‌دليل تغيير شرايط اقليمي يا دستكاري‌هاي انسان آنقدر شرايط براي زيست برخي از گونه‌ها (كه موطن آنها ساير نقاط جهان بوده است) نامساعد شده كه امروزه حضور آنها تنها منحصر به مناطقي مشخص و عرصه‌هايي محدود در كشور ما شده است؛

 دو مقوله بسيار مهم و تا حدودي چالش‌برانگيز ديگر نيز در مورد گياهان ايران وجود دارد و لازم است در اينجا مختصري نيز به آنها اشاره شود.   اين دو موضوع عبارتند از: «گياهان نادر» و «گياهان در معرض خطر» يا «در حال انقراض».

گياهان نادر كشور همانطور كه از اسمشان برمي‌آيد بسيار كمياب بوده و تنها معدودي از آنها در منطقه يا مناطقي محدود و آن هم فقط در  زمان‌هاي مشخص يافت مي‌شوند، دليل معدود بودن پايه‌ها و محدود بودن عرصه زيست اين گياهان، جديد بودن و نوپديد بودن آنهاست، به اين معني كه اينها در شمارگونه‌ها يا واحد‌هاي تحت گونه‌اي جديدي قرار مي‌گيرند كه تازه ظهور كرده و هنوز امكان پراكنش به نقاط ديگر دنيا را نيافته‌اند، پس نه تنها در ايران بلكه در جهان نادرند.  گروه ديگري  از گياهان وجود دارند كه  خاستگاه اصلي آنها سرزمين‌هاي ديگري بوده و شايد در ساير مناطق دنيا پراكنش وسيعي هم داشته باشند، ولي در حال حاضر در سرزمين ما به دلايل عديده از جمله شرايط اقليمي و يا دست درازي‌هاي انسان به طبيعت كمياب شده‌اند كه برخي از گياه‌شناسان كشور اين گياهان را نيز در زمره گياهان نادر قرار مي‌دهند.

به هر حال حفاظت از همه گونه‌هاي گياهي كمياب و نادر كشور - چه شامل تعريف اول باشند يا دوّم – به‌منظور حفظ تنوع زيستي و ذخيره‌ ژنتيك گياهان كشور بسيار حايز اهميت هستند. امّا گياهان «در معرض خطر» يا «در حال انقراض» بخشي از گونه‌هاي بومي و نادر كشور هستند كه به مرور زمان از تعداد پايه‌هاي آنها كاسته شده و وسعت عرصه زيست‌شان رو به نقصان نهاده است.

عوامل مختلفي براي اين رخداد مترتب است كه از آن جمله تغيير شرايط اقليمي، وقوع رخداد‌هاي طبيعي و فعاليت‌هاي انساني به‌منظور استفاده بيشتر از طبيعت در جهت دستيابي به رفاه فزون‌تر را مي‌توان نام برد؛ البته بررسي تاريخچه طبيعي زمين نشان مي‌دهد كه انقراض گونه‌هاي گياهي يك پديده طبيعي بوده و همواره رخ داده است ولي امروزه به‌دليل دستكاري‌هاي نا بخردانه انسان بخرد در طبيعت، روند آن آنچنان شتاب گرفته و غيرعادي شده كه به كابوسي هولناك براي طبيعت مبدل شده است.

سيد رضا صفوي

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 12:19  توسط هرمز سهرابی  | 

  روز جهانی زمین پاک هر ساله در 22 آوریل مصادف با 2 ارديبهشت در تمام دنیا برگزار می‌شود و به همه مردم یادآوری می‌کند که نباید سیاره خود "زمین" را فراموش کنند.

تاریخچه این مناسبت به سال 1969 و زمانی باز می‌گردد که جان مک مونل فرزند یک مبلغ دینی مستقل و علاقمند به عرصه دین، علم و صلح، ایده برگزاری یک روز جهانی به نام روز زمین پاک را در همایش یونسکو درباره محیط زیست مطرح و در همان سال پرچم زمین پاک را طراحی کرد.

یوتانت دبیر کل سازمان ملل (1962- 1971) از ایده مک کونل استقبال کرد و این روز به یک روز جهانی در تقویم‌های سراسر دنیا تبدیل شد.

در ايران نيز همزمان با ديگر كشورهاي جهان هفته زمين پاك از روز دوم ارديبهشت به مدت يك هفته در سراسر كشور برپا مي‌شود و نخستين روز اين هفته (دوم ارديبهشت ماه) به نام روز زمين پاك نامگذاري شده‌است.

نشنال‌جئوگرافیک برای آن که هر کس سهمی در بهتر شدن هوای اطرافش داشته باشد نکاتی را پیشنهاد کرده است:

در استفاده از کاغذ صرفه جویی کنید و سعی کنید کارهایتان را بدون استفاده از کاغذ انجام دهید. به طور مثال تا حد امکان قبض‌هایتان را از طریق اینترنت پرداخت کن

صرفه جویی در کاغذ در واقع به معنای کمتر بریده شدن درختان اطراف شماست که هر ساله هزاران هزار از آنها برای تولید انواع کاغذهایی که در طول روز در اختیار شما قرار می‌گیرد تلف می‌شوند و در عین حال با این کار زباله کمتری تولید شده و دی اکسید کربن کمتری تولید می‌شود

در ساخت و انبوه شدن جنگل‌ها شما هم کمک کنید. کاشت هر نهال می‌تواند سال‌های سال هم خاطره خوشی برای شما و هم کمکی به محیط زیستتان باشد

به انجمن‌های حمایت از محیط زیست کمک کنید. آن‌ها با تلاش بی وقفه خود سعی در نجات زمین دارند

در محل کارتان هم به سبز بودن زمین فکر کنید. از مدیر بخش خود بخواهید که برنامه‌ای ترتیب دهد که کاغذ کمتری مصرف شده و اسراف نشود. برای نوشتن از هر دو روی کاغذ استفاده کنید

اگر به سفر رفتن فکر می‌کنید حتما سفر با قطار را در اولویت قرار دهید. تحقیقات نشان می‌دهد که دی اکسید کربنی که قطارها برای زمین تولید می‌کنند 4 تا 15 درصد کمتر از هواپیماهاست. پس قطار را فراموش نکنید

در مصرف آب صرفه‌جویی کنید. اصراف در آب می‌تواند به ضرر زمین تمام شود. هنگام دوش گرفتن زمان مشخصی را در نظر بگیرید و دقایق طولانی بی‌دلیل زیر دوش نمانید و آب را بی علت باز نگذارید

در محله خود جستجو کنید. می‌توانید از همین هفته به محله خود بروید و کمی کنکاش کرده و ببینید که سوپرمارکت‌ها و دیگر مغازه‌ها چطور زباله تولید می‌کنند و چقدر می‌توان به آنها نکات مفیدی را گوشزد کرد

اگر رودخانه‌ای نزدیک محل سکونت شماست آن را زیر نظر بگیرید و راه‌هایی برای تمیز نگه‌داشتن آن به همسایه‌ها پیشنهاد کنید.

در نهایت بهترین راه کمک به زمین می‌تواند لذت بردن از آن باشد. از خانه بیرون بروید و انگیزه خود را برای نجات این محیط زیبا بیشتر کنید.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 16:34  توسط هرمز سهرابی  | 

دكتر اسماعيل كهرم:
علي‌خان شكارچي مهمان خود را دعوت به سكوت كرد. جل‌وپلاسي را روي زمين پهن كرد پتويي روي آن انداخت و به مهمان گفت شما بخواب من بيدارت مي‌كنم.

مهمان سرهنگ گلداسميت (Gold Smith) بود. او چند بار با سردار شمشير زن شرق، لطفعلي‌خان زند ديدار كرده بود در اوج و حضيض زندگي خان يكي دو بار در كاخ حكومتي و يكبار هم زير چادر، بعد از فرار او از لشگر آقامحمدخان، در دل صحرا.

اين بار او براي شكار به حوالي يزد رفته بود. مناطقي كه اكنون كالمند و بهادران مي‌گوييم و منطقه بافق و نيز مهرويه از شكارگاه‌هاي سابق يزد محسوب مي‌شدند. در اين استان همچنين مناطق دره‌انجيل و ني‌باز، نايبندان طبس، كوه بافق و سياه كوه هم قرار دارند كه اكنون حفاظت مي‌شوند. ولي در روزگار پيشين محل‌هاي شكار با اهميت استان و ايران به حساب مي‌آمدند.

سرهنگ به خواب رفت. هنگام سحر عليخان او را از خواب بيدار كرد. گله شكار نزديك آبشخور مي‌آمدند. سرهنگ تفنگ بلژيكي خود را آماده كرد. اين تفنگ‌ها گلوله‌زني بودند و آن روزها هر كسي توانايي داشتن آنها را نداشت. وقتي كه «گلداسميت» نشانه رفت و خواست يكي از جانداران را بزند‌ عليخان ممانعت كرد و گفت ماده را نزن، نشانه دوم هم رد شد، يك كره جوان بود، همين‌طور ماده حامله... خلاصه عليخان با يك نر پير موافقت كرد و ماشه را چكاند.

 عليخان سرهنگ را مجبور كرد آن‌قدر صبر كند تا گله سيراب شوند، پس از تيراندازي پراكنده نشوند و تشنه بمانند. جانوري كه شكارچي و راهنما در پي آن بودند گورخر بود.
اين جانوران در گذشته در ابرقوه و هرات در يزد حضور داشتند. همين‌طور در مناطق كويري ايران مانند سمنان، شاهرود، دشت‌هاي كلاه قاضي در اصفهان، دشت‌هاي استان كرمان و نيز در فارس و حتي سرخس در استان خراسان.

گورخر به خاطر عشق و علاقه بهرام گور به شكار اين جاندار زبانزد خاص و عام در ايران است و از جانداران وحشي است كه بين ايرانيان شهرت كامل دارد.

منطقه بهرام گور

به خاطر دارم حدود 30 سال پيش به منطقه حفاظت شده «بهرام گور» در فارس رفته بودم. يكي از بچه‌هاي شكاربان قديمي (اكنون به آنان محيط‌بان گفته مي‌شود) راهنماي من بود. عجب جايي است اين منطقه بهرام گور؛  منطقه‌اي‌ با وسعت بيش‌ از 400‌هزار  هكتاركه در استان فارس قرار گرفته است و وقتي قدم به آن مي‌گذاري حس مي‌كني كه اين منطقه از زمان بهرام گور تغييري نكرده است و حتي خيال مي‌كني كه بهرام گور را مي‌تواني ببيني كه در تعقيب يك گله گورخر است.

شايد در زمان بهرام گور، شكار گورخر با اسب و تير و كمان‌ يا كمند كاري لذت‌بخش و تفريحي شاد و خرم بوده ولي اكنون كه با تفنگ‌هاي تلسكوپ‌دار از فاصله يك كيلومتري حيوان را شكار مي‌كنند.‌ بعد از تير خوردن حيوان 250 كيلويي مانند كوهي به زمين مي‌افتد و نه لذتي در آن است و نه هيجاني.

به 30 سال پيش باز مي‌گردم، وقتي كه با همكارم به بهرام گور رفتم لندرور را متوقف كرديم و دوربين كشيديم. همكارم نقطه‌اي را نشان داد و گفت «اونجا هستند.»‌هر چه نگاه كردم گورخري نديدم. باز  هم دقت كردم، باز هم نديدم: خلاصه علاوه بر تازه كار بودن من گورخرها هم در محيط خود در پناه تپه به خوبي استتار كرده بودند. رنگ‌آميزي بدن آنها كاملاً منطبق با محيط اطراف است، رنگ پشت زرد متمايل به نارنجي است. زير بدن، پهلوها و كفل‌ها سفيد مايل به زرد است.

در طبيعت 2 رنگ بودن جانداران در طيف وسيعي از جانوران خشكي و ابي مشاهده مي‌شود. تا آنجا كه مي‌دانيم دليل اين امر استتار جاندار از بالا و پايين است يعني حتي وقتي كه مثلاً گورخر غلت مي‌زند و يا كوسه‌اي را از بالا ‌ يا پايين نگاه مي‌كنيد، تفاوت رنگ موجب استتار جاندار مي‌شود. گورخر نياز به اين استتار دارد زيرا تنها انسان‌ها به دنبال شكار اين حيوان نيستند اغلب جانواران درنده كه در زيستگاه‌ همانندي با گورخر زندگي مي‌كنند نيز طالب اين طعمه لذيذند.

دشمنان گور

گرگ‌ها به طور دسته‌جمعي به گورخر حمله ‌ و با صبر فراوان او را تعقيب مي‌كنند. گورخرها قهرمان دوي استقامت در ميان جانداران صحرا هستند. آنها مي‌توانند حتي مسافت‌هاي بعيد را با سرعت حدود 50 كيلومتر در ساعت طي كنند.

 گرگ‌ها نيز در اين مسابقه زياد عقب نمي‌مانند. در موقع تعقيب پيرها و كره‌ها بيشتر در معرض خطر قرار مي‌گيرند. طبيعت راه خود را مي‌داند و مي‌داند كه چگونه جمعيت را سرپا و شاداب و زنده نگهدارد. ما انسان‌ها بي‌تفاوت همه را با يك چشم نگاه مي‌كنيم و به گلوله‌ مي‌بنديم. مجموعه عوامل طبيعت مي‌دانند كه از جانوارن چگونه برداشت كنند تا جمعيت آنها هميشه پايدار بماند و گذشتگان ما نيز مي‌دانستند.

برخورد عليخان با سرهنگ (كه در خاطرات گلد اسميت مندرج است) نشانگر بينش عميق او نسبت به اهميت تك‌تك افراد يك گله است. ‌مي‌گويد كه مفهوم توسعه پايدار و يا برداشت پايدار مفهومي غربي است؟ من فكر مي‌كنم گاهي به جاي آنكه به غرب نگاه كنيم بهتر است كه به گذشته بنگريم و يا به گفته دوست عزيزي، به عمق نگاه كنيم.

 پاسخ مسائل امروز‌ را بهتر در‌يابيم. شكارچي امروزي نمي‌تواند از رفتار عليخان درس بياموزد و به طرف هر جانوري تير بيندازد. آن همه رفتار پسنديده كه در رفتار شكارچي‌هاي قديم بود در وجود شكاركش‌هاي امروز گم‌شده و اثري از آن نيست!

گورخر كه روزي روزگاري در هندوستان، افغانستان و منچوري و تركمنستان ديده مي‌شد اكنون در تركمنستان و ايران فقط ديده مي‌شود. از گله‌هاي عظيم گذشته كه در فارس، كرمان، يزد، سمنان و كويرهاي اطراف ورامين و قزوين حضور داشتند اكنون فقط حدود 400رأس در منطقه بهرام گور، ورامين و سرخس باقي است. كاهش جمعيت اين جانور در اثر شكار بي‌رويه، تعقيب با موتورسيكلت، اتومبيل و اشغال آبشخورها و نيز چراي بي‌رويه بوده است و اين كاهش همچنان ادامه دارد.

ويژگي هاي گور

گورخر روزها معمولا فعاليت مي‌كند صبح زود شروع‌ چرا مي‌نمايد و امنيت را در حضور در گله مي‌بيند. در داخل گله اغلب يك نر با چند ماده و كره گور مشاهده مي‌شود. نرها رهبري گله خود را به عهده دارند. نر‌ مسئله برخورد با دشمن و يا جنگ و جدال نرهاي ديگر را به عهده دارد، امنيت خانواده خود را تامين مي‌كند و در عوض ماده‌ها و كره‌ها از او تبعيت مي‌كنند، چنين رفتاري را  در خانواده شيرها مي‌توان مشاهده كرد.

وظيفه شير نر حفاظت از ماده‌ها و توله‌ها‌ست و تمام وقت شير نر، صرف دفع مهاجمان مي‌شود. با اين تفاوت كه اولاً تهيه غذا يعني شكار توسط شير ماده صورت مي‌گيرد و ثانياً مدت حكومت شير بر خانواده ‌ حدود 3 سال است و بعد از آن احتمالاً فرزند نر و يا يك نر ديگر در نبردي سهمگين، نر خانواده را مجروح، مقتول يا فراري مي‌دهد و خود جاي او را مي‌گيرد.

تهيه غذا در گله گورخر به عهده ماده‌ها است ولي نر غالب آنان را به دليل چراي مناسب راهنمايي مي‌كند. نرها بزرگتر از ماده‌ها هستند و حدود 20/2 متر طول دارند و ارتفاع آنها حدود 140 سانتيمتر است و 250 كيلوگرم وزن دارند.

گورخرها حس بينايي، شنوايي و بويايي قوي‌اي  دارند. اين جانداران به آب وابستگي داشته و به خصوص در تابستان‌ها اطراف آبشخورها هستند.

اوايل تير ماه و يا كمي زودتر عمليات جفت‌يابي و جفت‌گيري شروع مي‌شود. در اين هنگام ميان  نرها جدال سختي درمي‌گيرد كه با لگد زدن و گاز گرفتن خود را نشان مي‌دهد.
جاي دندان حريف روي بدن، ران، ساق‌پا، گردن و يا دم حريف ديده مي‌شود و گاه حيوان دم خود را از  دست مي‌دهد. نرغالب شايستگي خود را با شكست دادن حريف اثبات مي‌كند و حق جفت‌گيري و ادامه نسل و انتقال ژن خود را كسب مي‌كند.

 مدت آبستني حدود يك سال است. مادر يك كره مي‌‌زايد. كره‌ها قسمت اعظم رشد خود را در رحم مادر انجام داده‌اند و بعد از حدود يك ساعت به تعقيب مادر مي‌پردازند. در اوايل تولد، كره‌ها خيلي آسيب‌پذيرند و حتي روباه‌ها و يوزپلنگ‌ها نيز همراه گرگ‌ها به آنان چشم دوخته‌اند. تلفات در نزد كره‌ها زياد است و تعداد كمي به سن بلوغ (3 سالگي) مي‌رسند.

گورها به ندرت مي‌توانند هر ساله آبستن شوند ومعمولاً هر دو سال يكبار حامله مي‌شوند و مي‌زايند، در طبيعت تا حدود 45 سال عمر مي‌كنند.اما عمر آنها  در باغ وحش بيشتر است، چون از آنان نگهداري و مواظبت مي‌شود.

كره‌هاي نر پس از حدود 6 ماه  توسط پدر خود رانده مي‌شوند زيرا خطري براي رقابت‌ با او به حسا ب مي‌آيند. هنگامي كه گورها در اسارت نگهداري مي‌شوند، پس از مدت كوتاهي بايد كره‌هاي نر جدا شوند در غير اين صورت توسط پدر كشته خواهند شد.غريزه ادامه نسل اينجا بر مهرو محبت پدري پيشي مي‌گيرد. از همين روي پس از آنكه كره‌هاي نر از شير گرفته شدند در محوطه جداگانه‌اي جداي از مرز نگهداري مي‌شوند.

جانوري بي دفاع

در حيات‌وحش هيچ‌گاه دو جانور كاملاً مشابه يكديگر نيستند. گورخر جانوري است كه توقع خود را از محيط به حداقل رسانيده، از گياهان و علف‌هاي چوبي انرژي كسب مي‌كند و حتي از آب نيمه شور هم رفع تشنگي مي‌نمايد. ولي از طرف ديگر ماده‌ها هر دو سال يكبار زاد و ولد مي‌كنند، آن هم فقط يك‌قلو مي‌زايند.

 تعداد كره‌هايي كه به سن بلوغ مي‌رسند بسيار ناچيز است زيرا انواع شكارچيان مانند پلنگ، گرگ، يوز‌ و حتي روباه و شغل به آنها حمله مي‌كنند البته مادر دفاع جانانه‌اي در مقابل شكارچي اعمال مي‌كند ولي در مقابل گله گرگ‌ها شانس حفظ نوزاد خود را ندارد.

با توجه به نقاط ضعف فوق مي‌بينيم كه گورخر طبيعتاً جانوري حساس است كه بدون وسيله دفاعي در مقابل جانوران و انسان شكارچي قرار گرفته است و اگر به همين منوال پيش رويم فقط در باغ‌وحش تهران بايد اين همه زيبايي را تحسين كنيم بايد بدانيم كه گورخر مانند قرقاول نيست كه چندين تخم بگذارد و شانس توليدمثل خود را بالا ببرد ما انسان‌ها بايد ياد بگيريم كه فضاهاي وسيعي را براي جانوران ديگر كنار بگذاريم تا در كنار توسعه شهرها احداث جاده‌ها و به زيركشت بردن زمين‌ها حرمت شكل‌هاي ديگر حيات را نگه داريم.

كويرهاي ايران بدون گله‌هاي گورخر مانند حلقه انگشتري هستند كه نگين آن گم شده باشد. همه فرم‌هاي حيات زيبا هستندو وجود آنها لازم است در غير اين‌صورت اينان خلق نمي‌شدند. داستان حضرت نوح را به خاطر داريد حيات در روي زمين به كليه جانوران نيازمند است. گورخر يك حلقه زرين از زنجيره ارزشمند حيات است و بايد در ايران حفظ شود.
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 12:33  توسط هرمز سهرابی  |